در حالی که تنشهای منطقهای میان تهران و واشینگتن در هفتههای اخیر وارد فاز جدیدی از اصطکاکهای میدانی شده است، وزارت خزانهداری ایالات متحده در اقدامی هماهنگ، جبهه جدیدی از فشارهای اقتصادی و فنی را علیه شبکه لجستیک بینالمللی ایران گشود. روز پنجشنبه، ۸ مرداد ۱۴۰۵، دفتر کنترل داراییهای خارجی وزارت خزانهداری آمریکا (OFAC) فهرستی جدید از تحریمها را منتشر کرد که هدف آن، نه تنها انسداد شریانهای مالی شرکت هواپیمایی «ماهانایر»، بلکه ضربه زدن به زیرساختهای نوظهور اطلاعاتی مرتبط با نهادهای نظامی ایران در خارج از مرزهاست. این اقدام که شش فرد و نهاد در کشورهای ایران، چین، هند و روسیه را هدف قرار داده، نشاندهنده استمرار راهبرد «فشار حداکثری» در قالبی هوشمندتر و چندملیتی است.

شبکه جهانی ماهان؛ فراتر از یک خط هوایی
هواپیمایی ماهان که از سال ۲۰۱۱ به اتهام همکاری با نیروی قدس سپاه پاسداران در لیست تحریمهای آمریکا قرار دارد، در دور جدید تحریمها به عنوان محور یک شبکه پیچیده فراملی معرفی شده است. طبق بیانیه وزارت خزانهداری آمریکا، تحریمهای جدید علیه شرکتهای «نمایندگی فروش کل» (GSA) در چین، هند و روسیه اعمال شده است. شرکتهایی نظیر «شانگهای وینگز اینترنشنال لجستیکس» و «شانگهای الیت اینترنشنال تراول» در چین، «اسکایز تراولز اند لجستیکس» در هند و «ایر کارگو پرو» در روسیه، متهم هستند که با ارائه خدمات رزرو، باربری و تسویهحسابهای مالی، به ماهانایر اجازه دادهاند علیرغم تحریمهای پیشین، به فعالیت در خطوط بینالمللی ادامه دهد.
تحلیلگران مسائل اقتصادی بر این باورند که هدف واشینگتن از هدف قرار دادن این شرکتهای واسط، ایجاد یک «منطقه پرواز ممنوع اقتصادی» برای ناوگان هوایی ایران است. با مسدود شدن دسترسی این شرکتها به سیستم مالی دلاری، ماهانایر در تامین قطعات، سوخترسانی و حتی خدمات فرودگاهی در نقاط استراتژیک آسیا و اروپا با چالشی جدی مواجه خواهد شد. اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، صراحتاً اعلام کرده است که هر نهادی که خدمات لجستیکی به این شبکه ارائه دهد، شریک فعالیتهای نظامی و فرامرزی ایران محسوب شده و از سیستم مالی آمریکا حذف خواهد شد.
ورود تحریمها به حوزه جنگ اطلاعاتی
یکی از وجوه تمایز این دوره از تحریمها، هدف قرار گرفتن شرکت «استودیوی استارتآپ دادهنگار» است. طبق ادعای مقامات آمریکایی، این شرکت نه یک نهاد تجاری صرف، بلکه یک «شرکت پوششی» برای فعالیتهای سایبری و اطلاعاتی سپاه پاسداران است. گزارشهای منتشر شده حاکی از آن است که این مجموعه از طریق پلتفرمهای وب، اقدام به جمعآوری دادههای حساس درباره محل استقرار تجهیزات نظامی آمریکا و اسرائیل در منطقه میکرده است.
تحریم این شرکت نشاندهنده تغییر جهتگیری آمریکا به سمت مقابله با «جنگهای نامتقارن» و زیرساختهای فناوریمحور ایران است. از منظر واشینگتن، این شرکتهای استارتآپی حلقه وصل میان دانش فنی غیرنظامی و عملیاتهای میدانی نظامی هستند. این اقدام پیامی روشن به بخش فناوری ایران ارزیابی میشود که همکاری با نهادهای نظامی میتواند هزینههای سنگین بینالمللی برای استارتآپهای ایرانی به همراه داشته باشد.

پیوند تحریمهای اقتصادی با تنشهای دریایی
زمانبندی اعمال این تحریمها را نمیتوان جدا از حوادث اخیر در آبهای بینالمللی تعبیر کرد. حمله پهپادی به کشتیهای حامل گاز در بندر «دمیاط» مصر در دریای مدیترانه، فضای امنیتی منطقه را به شدت ملتهب کرده است. واشینگتن مدعی است که جابهجایی قطعات پهپادها و سامانههای تسلیحاتی که در چنین حملاتی به کار میروند، از طریق شبکههای هوایی مانند ماهان صورت میگیرد.
بنابراین، تحریمهای اخیر تلاشی برای قطع زنجیره تأمین تسلیحاتی است که امنیت کشتیرانی در کانال سوئز و تنگه هرمز را تهدید میکند. افزایش فشار بر شبکه حملونقل ایران، در واقع واکنشی به تهدیدات فزاینده علیه مسیرهای صادرات انرژی، بهویژه نفت عربستان و انتقال گاز در مدیترانه است.

واکنشهای داخلی و نگاه رسانههای ایران
در داخل ایران، رسانههای رسمی و نزدیک به دولت، این اقدامات را در ادامه سیاستهای «خصمانه» و «دوجانبه» واشینگتن توصیف کردهاند. خبرگزاری «مهر» در گزارشی با اشاره به این تحریمها تاکید کرد که این اقدامات در حالی صورت میگیرد که مقامات کاخ سفید همواره از تمایل به دیپلماسی سخن میگویند، اما در عمل مسیر تقابل اقتصادی را در پیش گرفتهاند. همچنین خبرگزاری «تسنیم» با پوشش خبر تحریمهای جدید، بر ماهیت «ضدایرانی» این تصمیمات تاکید ورزید و آن را تلاشی برای فلج کردن صنعت هوانوردی کشور دانست.
کارشناسان اقتصادی در داخل ایران (بر اساس گزارشهای رسانههای داخلی) معتقدند که اگرچه این تحریمها فشار بر بخش هوانوردی و مبادلات ارزی را افزایش میدهد، اما ایران در سالهای اخیر توانسته است از طریق «اقتصاد مقاومتی» و یافتن مسیرهای جایگزین در شرق، بخشی از این فشارها را خنثی کند. با این حال، تسری تحریمها به شرکتهای چینی، هندی و روسی نشان میدهد که ایالات متحده قصد دارد هزینه همکاری با ایران را برای شرکای شرقی تهران نیز به شدت افزایش دهد.

بنبست دیپلماتیک یا مقدمه برخورد؟
تحریمهای ۸ مرداد نشاندهنده یک واقعیت راهبردی است: واشینگتن دیگر تحریم را تنها به عنوان ابزاری برای کشاندن ایران به پای میز مذاکره نمیبیند، بلکه از آن به عنوان بخشی از «دکترین دفاعی» خود برای تضعیف توان عملیاتی ایران استفاده میکند. تمرکز بر «نمایندگان فروش» در کشورهای ثالث، تلاشی است برای انزوای کامل عملیاتی ایران در حوزه هوایی.
از سوی دیگر، منتقدان این رویکرد بر این باورند که تشدید تحریمها در شرایطی که تنشهای نظامی در مدیترانه و سرخ رو به افزایش است، میتواند به جای بازدارندگی، به «تصاعد بحران» منجر شود. تهران بارها نشان داده است که در پاسخ به فشارهای اقتصادی، بر شدت فعالیتهای منطقهای خود میافزاید.
در مجموع، گزارشهای میدانی و تحلیلهای اقتصادی نشان میدهند که تحریمهای جدید علیه شبکه ماهان و شرکتهای فناوری، اگرچه شریانهای لجستیکی را تحت فشار قرار میدهد، اما همزمان فضای مانور دیپلماتیک را نیز تنگتر میکند. در شرایطی که سیستم مالی و حملونقل ایران بار دیگر هدف حملات مستقیم قرار گرفته، چشمانداز ثبات در بازارهای انرژی و امنیت مسیرهای ترانزیتی منطقه، بیش از هر زمان دیگری به چگونگی موازنه میان «فشار اقتصادی» و «پاسخهای میدانی» بستگی خواهد داشت. این وضعیت نشاندهنده خروج از وضعیت «صبر استراتژیک» و ورود به دوران «تقابل فعال» در هر دو عرصه اقتصاد و میدان است.
- بحران نقدینگی در چرخه امنیت غذایی؛ مطالبات معوق گندمکاران و چشمانداز مبهم خودکفایی
- تنش در روابط تهران و قاره سبز؛ دیپلماسی در بنبست تقابل و اخراج متقابل
- شکست طرح رژیم ایران برای دور زدن محاصره دریایی هرمز؛ بحران ترانزیت زمینی و تشدید فشار بر معیشت مردم
- بنبست در شورای امنیت؛ پیامدها و ابعاد وتوی نظارت بر تحریمهای ایران از سوی مسکو و پکن
- از خیابان تا بیمارستان؛ ابعاد جنایت، پنهانکاری و سرکوب ساختاری در دی ۱۴۰۴
