دشمن‌شناسی منطقه‌ای در پیام «وحدت» مجتبی خامنه‌ای؛ تلاشی برای بازتعریف مناسبات در میانه تنش‌های بی‌سابقه

دشمن‌شناسی؛ تغییر جهت پیکان نقد از همسایگان به قدرت‌های فرامنطقه‌ای

هسته مرکزی پیام مجتبی خامنه‌ای، فراخوانی خطاب به حکام کشورهای اسلامی، به‌ویژه کشورهای حاشیه خلیج فارس، برای بازنگری در تعریف «دشمن» است. او با تاکید بر اینکه ایالات متحده و اسرائیل «دشمن واقعی» تمام ملل مسلمان هستند، تلاش کرده است تا همکاری‌های امنیتی و سیاسی برخی کشورهای منطقه با واشینگتن و تل‌آویو را «بی‌ثمر» و ناشی از «عدم شناخت نقشه دشمن» جلوه دهد.

در این پیام، وی هشدار می‌دهد که حتی کشورهایی که با آمریکا همکاری می‌کنند، از «دشمنی ماهوی» استکبار مصون نیستند. ارجاع او به «تعابیر زشت و بی‌احترامی‌های علنی» رؤسای جمهور پیشین آمریکا نسبت به سران برخی کشورهای منطقه، تلاشی است تا با استفاده از فاکت‌های تاریخی در حافظه نزدیک جمعی، شکاف میان متحدان منطقه‌ای آمریکا و این کشور را برجسته کند. این رویکرد را می‌توان تلاشی برای «مشروعیت‌زدایی» از حضور نظامی آمریکا در منطقه تحت لوای وحدت اسلامی دانست.

پارادوکس «وحدت» و «میدان»؛ چالش اعتمادسازی

یکی از جدی‌ترین چالش‌های مطرح در این پیام، شکاف عمیق میان ادبیات «وحدت‌طلبانه» و وقایع میدانی ماه‌های اخیر است. رسانه‌های داخلی ایران در حالی این پیام را بازنشر کرده‌اند که پیش از این، اخبار مربوط به حملات موشکی و پهپادی به برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس در صدر اخبار آنها قرار داشت. مقامات نظامی در تهران، وجود پایگاه‌های آمریکایی در این کشورها را به عنوان منطق این حملات توصیف کرده بودند.

دعوت به «اتحاد کلمه و دوستی» در حالی که تنش‌های نظامی هنوز به طور کامل فروکش نکرده، می‌تواند از سوی پایتخت‌های منطقه به عنوان یک «مانور دیپلماتیک» برای کاهش فشارهای بین‌المللی تعبیر شود. گذار از وضعیت «تنازع» به «تعاون» که در پیام بر آن تاکید شده، بیش از آنکه نیازمند پیام‌های مکتوب باشد، مستلزم تغییر در استراتژی‌های دفاعی و امنیتی است که به طور مستقیم بر حاکمیت ملی همسایگان اثر می‌گذارد.

وحدت در ترازوی نقد؛ مطالبات داخلی اهل‌سنت

بخش دیگری از پیام که بر تحقق «نمونه موفق وحدت در ایران» تاکید دارد، با لایه‌ای از انتقادات داخلی روبروست. اگرچه رسانه‌های حکومتی بر جنبه‌های انسجام‌بخش این پیام تاکید دارند، اما مواضع اخیر شخصیت‌های مذهبی اهل‌سنت در داخل ایران، تصویر متفاوتی را ترسیم می‌کند.

به عنوان نمونه، مولوی عبدالحمید، امام جمعه اهل‌سنت زاهدان، همزمان با هفته وحدت، ضمن حمایت از اصل نزدیکی مذاهب، نسبت به آنچه «وحدت شعاری» نامید، انتقاد کرده است. وی با اشاره به محدودیت‌های موجود برای پیروان مذهب سنت در کلان‌شهرها و مطالبات حقوقی آنان، تاکید کرده است که وحدت واقعی باید در «عمل و با تامین حقوق برابر» متجلی شود.

این تقابل دیدگاه نشان می‌دهد که رهبری جدید جمهوری اسلامی برای تحقق آرمان «تمدن نوین اسلامی» که در پیام خود به آن اشاره کرده، با چالشی جدی در اقناع لایه‌های مذهبی داخلی روبروست. منتقدان معتقدند تا زمانی که توصیه‌های پیام به «آحاد ملت برای پرهیز از اختلاف»، با گشایش‌های سیاسی و مذهبی در ساختار قدرت همراه نشود، این مفاهیم تنها در سطح ادبیات رسمی باقی خواهند ماند.

استراتژی «پیام‌رسانی مکتوب» و غیبت بصری

نکته‌ای که از دید ناظران سیاسی پنهان نمانده، تداوم شیوه ارتباطی مجتبی خامنه‌ای است. از زمان آغاز دوران رهبری او، تاکنون هیچ تصویر یا فایل صوتی جدیدی از وی منتشر نشده و تمام مواضع راهبردی در قالب پیام‌های مکتوب عرضه شده است. این «سکوت رسانه‌ای» در دنیای مدرن که سیاست بر پایه ارتباطات چندرسانه‌ای استوار است، می‌تواند به عنوان یک استراتژی دوگانه عمل کند؛ از سویی هاله‌ای از نفوذ و ابهام پیرامون جایگاه رهبری ایجاد می‌کند و از سوی دیگر، ممکن است در بلندمدت منجر به کاهش قدرت بسیج‌کنندگی توده‌ای در برابر بحران‌ها شود.

پیام اخیر با استفاده از کلمات تند علیه غرب و اسرائیل، سعی در حفظ پایگاه اجتماعی سنتی نظام دارد، اما فقدان حضور زنده رهبر در انظار عمومی، پرسش‌هایی را درباره نحوه مدیریت اجرایی بحران‌های کلان در ذهن مخاطبان ایجاد کرده است.

وحدت به مثابه راهبرد امنیتی

تحلیل نهایی پیام مجتبی خامنه‌ای نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی در صدد است تا مفهوم «وحدت» را از یک امر صرفاً مذهبی به یک «سپر امنیتی» تغییر دهد. دعوت از حکام منطقه برای شناخت «دشمن واقعی»، در واقع دعوتی است برای تغییر نظم امنیتی منطقه از «امنیت وابسته به غرب» به «امنیت درون‌زا با محوریت ایران.»

با این حال، موفقیت این راهبرد با سه مانع عمده روبروست: نخست، بی‌اعتمادی کشورهای منطقه ناشی از درگیری‌های نظامی اخیر؛ دوم، مطالبات بی‌پاسخ اقلیت‌های مذهبی در داخل ایران؛ و سوم، شیوه ارتباطی محدود رهبر جدید که امکان تعامل مستقیم و اقناعی با افکار عمومی بین‌المللی را محدود ساخته است.

در نهایت، این پیام را می‌توان تلاش تهران برای باز کردن یک معبر دیپلماتیک در میانه محاصره و تنش دانست. اما سوال اصلی اینجاست که آیا حکام منطقه، بر اساس توصیف این پیام، حاضر خواهند بود تعریف خود از «دشمن» را با قرائت تهران تطبیق دهند، یا اینکه شکاف‌های موجود عمیق‌تر از آن است که با پیام‌های مکتوب ترمیم شود؟ آینده روابط ایران و اعراب در گرو پاسخ عملی به این پرسش خواهد بود.

سيف حسنی

سيف حسنی

روزنامه‌نگار و ویراستار - بخش فارسی

0 0 أصوات
امتیاز مقاله
0 نظرات
أقدم
جدیدترین الأكثر تقييم