هرچند چین در مارس ۲۰۲۳ میانجی توافق میان عربستان و ایران شد، این توافق نه بهروشنی به رقابت منطقهای پایان داد و نه به عوامل تعیینکننده درگیری در خاورمیانه پرداخت؛ بهویژه تهدیدهای «حوثیها» علیه ریاض و حمایت تهران از این گروه در یمن که ایران از آن بهعنوان بازویی در خدمت منافع منطقهای خود استفاده میکند.
تحولات نظامی سال جاری میان ایالات متحده آمریکا و ایران، چشمانداز عملیات میدانی در یمن و تداوم حملات «حوثیها» به مواضع و اهداف حیاتی عربستان، بهویژه تأسیسات نفتی و فرودگاه ملک خالد در پایتخت، را روشنتر کرد. با این حال، چین که روابطی راهبردی با ایران دارد، در قبال رویکرد خصمانه «حوثیها» موضعی روشن و مؤثر نگرفت. همزمان، گزارشهایی از ادامه حمایت ایران از «حوثیها» منتشر شد؛ حمایتی که هم شامل تجهیزات بود و هم اطلاعاتی که به شناسایی اهداف مهم کمک میکند.
حمایت چین از «حوثیها»
در همین زمینه، روزنامه آمریکایی «والاستریت ژورنال» بهتازگی فاش کرد که ایران اطلاعاتی در اختیار «حوثیها» گذاشته که به شناسایی اهداف حملات در داخل عربستان کمک کرده است. این روزنامه به نقل از کارشناسان نظامی نوشت که تاکتیکهای اخیر «حوثیها» نشان میدهد آنان از ایران آموزش دیدهاند. به نوشته این روزنامه، تهران با وجود تکذیب مداخله در یمن، همچنان با اعزام کارشناسان و ارسال سلاح از این گروه یمنی حمایت میکند و افسران ایرانی در خطوط مقدم حضور دارند.

به گفته مقامهای اروپایی که این روزنامه به نقل از آنان گزارش داده است، ایران برای ارسال سلاح به «حوثیها» از زیردریاییهای کوچک استفاده کرده است. این روزنامه همچنین با استناد به اطلاعات امنیتی نوشت که «حوثیها» قصد دارند دریای سرخ و تنگه بابالمندب را تهدید کنند و اتاقهای عملیات مشترکی در لبنان و عراق تشکیل دادهاند.
در مقابل، چین ترجیح داد در یادداشتی به قلم چانگ هوا، سفیر خود در عربستان، به گزارشهای رسانهای درباره استفاده «حوثیها» از قطعات چینی در ساخت موشکهای بالستیک پاسخ دهد. او در این یادداشت، این اتهامها را «افترا و گمراهسازی محض» خواند. این تکذیبیه در ۱۷ اکتبر جاری، همزمان با افزایش نگرانیهای امنیتی ناشی از حملات «حوثیها» به عربستان، در قالب یادداشتی در وبسایت «العربیه» منتشر شد.
اهمیت یادداشت سفیر چین در ریاض در این است که عمق تناقض پیش روی پکن را در برقراری توازن میان روابط خارجی و منافع اقتصادی و سیاسیاش با تهران و کشورهای خلیج فارس، بهویژه عربستان، آشکار میکند.
یادداشت سفیر چین عمق این تناقض و دشواری پاسخ به پرسشهای ناشی از آن را برجسته میکند؛ بهویژه آنجا که از گستردگی منافع مشترک پکن و ریاض مینویسد: مبادلات تجاری دو کشور در سال ۲۰۲۵ از ۱۰۸ میلیارد دلار فراتر رفت و افزون بر آن، امنیت عربستان و ثبات آبراههای حیاتی منطقه مستقیماً به سود اقتصاد چین است. این وضعیت مسئولیتی جدی بر دوش پکن میگذارد تا زنجیرههای تأمین و عرضه قطعات دارای کاربرد دوگانه را رصد کند، نظارت بر آنها را تقویت کند و مطمئن شود این قطعات به دست شبکههایی نمیرسند که به توسعه توان نظامی «حوثیها» کمک میکنند. حفظ شراکت اقتصادی با عربستان از برخورد جدی با تهدیدهای امنیتی علیه این کشور جدا نیست و اطمینانبخشی دیپلماتیک از طریق رسانهها، بدون اقدامهای عملی با اثربخشی قابلسنجش، کافی نخواهد بود.
این تحولات آزمونی عملی برای سنجش اثربخشی نقش چین در معادله ثبات و امنیت خاورمیانه بود. همچنین پکن را با پرسشهایی درباره اولویتهای سیاست خارجی و میزان تواناییاش در ایجاد توازن میان منافع اقتصادی و مسئولیت سیاسی خود در حمایت از ثبات منطقه و مهار پیامدهای ادامه ارسال تدارکات ایران برای گروه «حوثی» روبهرو کرد.
«والاستریت ژورنال» در ۱۴ اکتبر جاری گزارشی از سازمان «پژوهش تسلیحات در منازعات» (Conflict Armament Research) منتشر کرد که نشان میدهد «حوثیها» در تلاشاند با استفاده از قطعات وارداتی از شرکتهای چینی، موشکهای بالستیک میانبرد بسازند و نسخهای از موشک ایرانی «خیبرشکن» را توسعه دهند.
بر اساس این گزارش، اقلام توقیفشده شامل قطعات بدنه و موتور موشکها و موادی بوده که در ساخت سپرهای حرارتی به کار میرود. این موضوع پرسشهایی را درباره میزان پیشرفت شبکههای تأمین مورد اتکای «حوثیها» و توانایی آنان در مونتاژ سلاح در داخل یمن مطرح میکند.
چالش پیش روی پکن تنها به سلاحهای آماده محدود نمیشود، بلکه قطعات و مواد دارای کاربرد دوگانه را نیز در بر میگیرد که ممکن است در صنایع نظامی به کار روند. «بلومبرگ» در گزارشی تحقیقی که در ۲۳ سپتامبر ۲۰۲۶ منتشر کرد، به محمولهای از تجهیزات، مواد شیمیایی و قطعات چینی پرداخت که به مقصد منطقهای تحت کنترل «حوثیها» ارسال میشد و مقامهای یمنی آن را توقیف کرده بودند.
ارزیابی کارشناسان نظامی نشان میدهد که پیشرفت توان نظامی «حوثیها» از صرفِ در اختیار داشتن موشک و پهپاد فراتر رفته و کسب مهارتهای فنی و سازمانی را نیز در بر میگیرد؛ مهارتهایی که به این گروه در بهکارگیری و اصلاح سلاحها و مونتاژ برخی قطعات آنها در داخل یمن کمک میکند و توان آن را برای ادامه نبرد و جبران بخشی از خسارتهایش افزایش میدهد.
این پیشرفت بر ذخایر نظامی پیشین یمن، تخصص محلی و حمایت ایران متکی بوده است؛ حمایتی که سلاح، قطعات، آموزش و انتقال دانش را در بر میگیرد. در عین حال، همچنان نشانههایی از وابستگی به منابع خارجی برای تأمین فناوریها و قطعاتی وجود دارد که تولید آنها در داخل دشوار است.
تنوع ابزارهای حمله، از موشکهای بالستیک و کروز تا پهپادها و تجهیزات دریایی، به «حوثیها» امکان میدهد اهداف زمینی و دریایی را تهدید کنند و هزینههای امنیتی و اقتصادی نامتناسب با اندازه نیروی نظامی خود تحمیل کنند. با این حال، در اختیار داشتن این زرادخانه لزوماً به معنای برخورداری از توان پایدار برای استفاده مؤثر از آن نیست؛ زیرا عملیات همچنان به کارایی شناسایی، تعیین اهداف، ارتباطات، فرماندهی و کنترل و نیز دسترسی به نیروهای فنی، قطعات یدکی و مراکز مونتاژ و نگهداری وابسته است. از این رو، احتمالاً ایران بهویژه در این زمینه حمایت قابلتوجهی ارائه میکند.

تداوم حمایت خارجی نیز آسیبپذیریهای ناشی از احتمال توقیف محمولهها، از کار انداختن قطعات حیاتی و هدف قرار گرفتن زیرساختهای فنی را از میان نمیبرد. بنابراین، ارزیابی توان «حوثیها» برای ادامه نبرد نباید فقط بر تعداد سلاحهای اعلامشده یا برد نظری آنها استوار باشد؛ بلکه باید حجم ذخایر قابلاستفاده، نرخ شلیک و تولید و توان واقعی جبران خسارتها را نیز در نظر گرفت.
با توجه به این شرایط، احتمالاً این گروه همچنان قادر خواهد بود حملات پراکنده انجام دهد و از تهدید نظامی بهعنوان اهرم فشار سیاسی استفاده کند. اما توانایی آن برای حفظ آهنگ بالای عملیات به تداوم تدارکات، کارایی ساختار فنی و عملیاتیاش و نیز تحولات درگیری در داخل یمن و در سطح منطقه بستگی خواهد داشت. این ارزیابی را دکتر سید غنیم، سرلشکر ستاد، استاد مدعو «ناتو» و رئیس مؤسسه امور امنیت جهانی و دفاع در ابوظبی، در صفحه خود در «فیسبوک» مطرح کرده است.
تناقضهای سیاست چین
در این میان، به نظر میرسد سیاست چین در خاورمیانه با تناقضهایی چندلایه روبهروست. از یک سو، پکن منافع اقتصادی گستردهای در روابط با عربستان سعودی و بهطور کلی کشورهای خلیج فارس دارد و از سوی دیگر، شراکت دیرینه خود با ایران را حفظ میکند، بیآنکه تعارض میان الزامات این شراکت و سیاستهای ایران را که از عوامل تنش و بیثباتی در منطقه به شمار میروند، بهروشنی حل کند. چین در پی گسترش حضور تجاری و سرمایهگذاری خود در خلیج فارس و تقویت همکاری با ریاض در حوزههای انرژی، صنعت، فناوری و زیرساخت است؛ از این رو، ثبات منطقه، آزادی کشتیرانی و تداوم جریان نفت مستقیماً با منافع اقتصاد چین پیوند دارد.
در مقابل، پکن روابط اقتصادی و راهبردی خود را با تهران ادامه میدهد؛ تهرانی که از خرید نفت از سوی چین و مسیرهای مبادلات تجاری و فناوری برای کاهش بخشی از آثار تحریمهای غرب بهره میبرد.
این تناقض زمانی آشکارتر میشود که پیامدهای رویارویی با ایران، از طریق حملات «حوثیها» و تهدیدهای متوجه دریای سرخ و تنگه بابالمندب، به عربستان و آبراههای حیاتی گسترش مییابد.
در تحولی که میزان نگرانی چین از گسترش تهدیدهای دریایی را نشان میدهد، گزارشهای رسانهای در سپتامبر گذشته حاکی از آن بود که پکن از تهران خواسته است به مهار حملات «حوثیها» کمک کند. این درخواست پس از تلاشهای عربستان برای ترغیب چین به مداخله با هدف مهار تشدید تنش مطرح شد. این روند نشاندهنده تلاش چین برای حفظ رابطه با ایران و همزمان حفاظت از منافع تجاری و امنیت کشتیرانی، بدون ورود مستقیم به رویارویی نظامی است.
چین و جیبوتی نیز در بیانیهای مشترک که در اکتبر جاری منتشر شد، بر اهمیت حفاظت از آزادی کشتیرانی در دریای سرخ و تنگه بابالمندب و تضمین امنیت آبراههای بینالمللی تأکید کردند. این تحرکات این پرسش را مطرح میکند که پکن تا چه اندازه آماده است مواضع دیپلماتیک خود را به فشار واقعی بر تهران و شبکههای تأمینی تبدیل کند که «حوثیها» از آنها بهره میبرند.
تناقض اینجاست که چین، میانجی ازسرگیری روابط دیپلماتیک عربستان و ایران در سال ۲۰۲۳، امروز با پرسشهایی درباره اثربخشی نقش خود در مهار پیامدهای امنیتی درگیری منطقهای روبهروست. گزارشهایی که از رسیدن قطعات ساخت چین به شبکههای تأمین «حوثیها» پرده برداشتهاند، پکن را با وضعیتی روبهرو میکنند که مسئله آن فراتر از توانایی حفظ روابط با ریاض و تهران است.
از این رو، با وجود میانجیگری چین برای ازسرگیری روابط دیپلماتیک ریاض و تهران، بازگشایی سفارتخانههای دو کشور نتوانسته از شدت عوامل تنش منطقهای و درگیریهای میدانی بکاهد؛ بهویژه با توجه به تمایل تاکتیکی پکن به تنها نگذاشتن طرف ایرانی در جنگ و این برداشت که محروم کردن تهران از حمایت، حتی بهطور موقت، به معنای چرخش آن به سوی واشنگتن یا سقوط حکومت ایران خواهد بود. چنین وضعیتی چین را از پشتوانهای منطقهای برای تحقق منافعش در خاورمیانه محروم میکند.
در عین حال، این رویکرد با منافع اقتصادی حیاتی چین در روابط با کشورهای خلیج فارس، بهویژه عربستان، در تضادی جدی است. این وضعیت سیاست خارجی چین را، هم در سطح موازنههای بینالمللی و هم در نحوه مدیریت منافع مشترک منطقهای، در برابر آزمونی دشوار قرار میدهد.
- شکاف نجومی قیمت دام و گوشت در بازار مصرف؛ گوشت ۲٫۶ میلیون تومانی در سایه مافیای توزیع
- گروگانگیری جنازه کارگر جانباخته در بیمارستان دولتی پایتخت؛ کالاییسازی درمان و سقوط کرامت انسانی فرودستان
- بازگشت مذاکرەکنندگان ایرانی از قطر؛ آمادهباش خاورمیانه در آستانه ضربات احتمالی آمریکا و اسرائیل
- گره خوردن تحویل سوخو-۳۵ به پایان جنگ؛ مسکو پرواز جنگندها در آسمان ایران را به بعد از جنگ موکول کرد
- تلاش برای احیای روند صلح در ترکیه؛ مطالبات کُردها و چشمانداز خلع سلاح پ.ک.ک

