شتاب چهار برابری پیری جمعیت در برابر فقر ساختار حمایتی؛ ایران در آستانه «ابرچالش سالمندی»

در آستانه اول اکتبر، روز جهانی سالمندان، داده‌های رسمی اعلام‌شده از سوی سازمان بهزیستی کشور نشان می‌دهد رشد سالانه جمعیت سالمند در ایران به حدود ۴.۸ درصد رسیده است؛ رقمی که بیش از چهار برابر نرخ رشد عمومی جمعیت کشور (۱.۲۴ درصد) برآورد می‌شود. با حضور ۱۱ میلیون سالمند که معادل ۱۳ درصد جمعیت فعلی ایران است، کشور در آستانه ورود به دوره سالخوردگی قرار گرفته و در شمار پنج کشور نخست جهان از نظر شتاب پیری جمعیت ثبت شده است. این تغییر سریع در هرم سنی در حالی رقم می‌خورد که هم‌زمان ۶۰ درصد سالمندان فاقد هرگونه مستمری بازنشستگی هستند و ۱۸ درصد از کل جمعیت کشور—معادل حدود ۲۳.۵ میلیون نفر از جمعیت فعال—به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم درگیر مسائل و هزینه‌های مراقبت از سالمندان شده‌اند؛ روندی که بسته‌شدن قطعی «پنجره جمعیتی» ایران را در فاصله سال‌های ۱۴۲۰ تا ۱۴۲۲ نوید می‌دهد.

زنگ خطر شتاب جمعیت‌شناختی: شمارش معکوس تا سالخورده‌شدن شدید

سیدجواد حسینی، رئیس سازمان بهزیستی کشور، در نشست خبری اخیر خود به مناسبت روز جهانی سالمندان با استناد به تعاریف بین‌المللی یادآور شد که جوامع با سهم سالمندی ۷ تا ۱۴ درصد در مرحله «ورود به سالمندی»، ۱۴ تا ۲۱ درصد «سالمند»، ۲۱ تا ۲۷ درصد «سالخورده» و بالای ۲۷ درصد «شدیداً سالخورده» دسته‌بندی می‌شوند. هرچند ایران از منظر جمعیت‌شناختی صرفاً در آستانه این تحول قرار دارد، اما شتاب دگرگونی به حدی است که امکان تطبیق ساختارها را سلب می‌کند.

تحلیل آماری نشان می‌دهد با پیشی گرفتن رشد سالمندی (بیش از ۴ برابر رشد عمومی)، سهم جمعیت بالای ۶۰ سال در سال ۱۴۳۰ خورشیدی به ۳۱ تا ۳۳ درصد خواهد رسید. این شیب تند جمعیت‌شناختی به معنای آن است که ایران در کمتر از سه دهه آینده یک‌سوم جمعیت خود را در گروه کهنسالان خواهد دید؛ بحرانی که مسئولان بهزیستی آن را گذار به سناریوی «سالمندی مخاطره‌آمیز» یا «سالمندی سخت» توصیف کرده‌اند.

اقتصاد سالمندی: سقوط درآمد پس از ۷۰ سالگی و خلأ تأمین اجتماعی

چالش بنیادین سالمندی در ایران، هم‌زمانی این شتاب جمعیتی با بحران معیشتی و ناکارآمدی ساختارهای تأمین اجتماعی است. برخلاف الگوهای جهانی که در آن‌ها حمایت‌های بیمه‌ای مانع از سقوط اقتصادی افراد در دوره بازنشستگی می‌شود، در ایران از هر ۱۰ سالمند، ۶ نفر فاقد پوشش مستمری از نهادهایی چون صندوق تأمین اجتماعی، صندوق‌های بازنشستگی کشوری و لشکری یا نهادهای حمایتی هستند.

علاوه بر این، شاخص‌های رفاهی به‌وضوح از تشدید فقر سالمندان در سنین بالاتر پرده برمی‌دارند:

سقوط دهک‌های اقتصادی: میانگین دهک درآمدی سالمندان بین ۶۰ تا ۷۰ سال حدود ۵.۷۶ است، اما این رقم پس از ۷۰ سالگی به ۴ تا ۴.۵۲ تنزل پیدا می‌کند.

افت دارایی و درآمد: داده‌های دریافتی از ۳۰ استان کشور حاکی از آن است که پس از ۷۰ سالگی، شاخص درآمد سالمندان ۷۰ درصد و شاخص دارایی آنان ۴۵ درصد افت می‌کند.

نابرابری استانی: در هر ۳۰ استان مورد ارزیابی، میانگین دهک درآمدی سالمندان پایین‌تر از میانگین دهک کل جمعیت همان استان قرار دارد؛ امری که نشان‌دهنده سقوط طبقاتی قطعی شهروندان با عبور از مرز سالمندی است.

تحمیل بار مراقبتی بر ۲۳.۵ میلیون نفر از جمعیت فعال

پیامدهای سالمندی شتابان صرفاً در محدوده افراد کهنسال باقی نمانده و اقتصاد نیروی کار را مستقیماً تحت فشار قرار داده است. طبق اعلام سازمان بهزیستی، نرخ درگیری جمعیت با مسائل مراقبتی سالمندان در ایران ۱۸ درصد است (به ازای هر ۱۰۰ سالمند، ۱۸۰ نفر غیرسالمند درگیر مسائل آنها می‌شوند). این شاخص در جامعه‌ای چون ژاپن—با داشتن بیش از ۲۸ درصد سالمند—حدود ۱۲ درصد است. این شکاف عمیق ساختاری ناشی از نبود خدمات مراقبتی رسمی، کمبود مراکز توانبخشی و واگذاری کامل بار پرهزینه نگهداری به خانواده‌ها و نیروی فعال کشور است.

در کنار این فشار اقتصادی، وضعیت سلامت و مؤلفه‌های زیستی سالمندان نیز شکننده گزارش شده است:

معلولیت و بیماری: حدود ۲۶۰ هزار سالمند دارای معلولیت هستند و سالمندان ۲۲ درصد کل معلولان کشور را تشکیل می‌دهند. همچنین ۹ درصد سالمندان از بیماری‌های خاص و پرهزینه رنج می‌برند و نیمی از مستمری‌بگیران سالمند سازمان بهزیستی با معلولیت شدید و خیلی شدید دست‌به‌گریبان‌اند.

تنهایی و فقر زنان: در حال حاضر بیش از ۷۷ هزار زن سالمند سرپرست خانوار تنها در کشور ثبت شده‌اند که از این میان ۵۱ هزار نفر تحت برنامه‌های توانمندسازی قرار دارند.

سلامت روان: بررسی‌ها نشان می‌دهد ۶۵ درصد افراد سالمند نگرانی‌ها و اضطراب‌های شدید ذهنی ناشی از عدم امنیت فیزیکی و استیصال مالی را تجربه می‌کنند.

واقعیت‌های اقتصادی در برابر شکست سیاست‌گذاری‌های جمعیتی

شتاب کنونی سالخوردگی، ماحصل تلاقی کاهش مستمر موالید و حرکت هرم جمعیتی متولدین دهه ۱۳۶۰ به سمت کهنسالی است. صالحه مرتضوی، رئیس اداره سلامت سالمندان وزارت بهداشت، پیش‌تر تأکید کرده بود با ورود نسل دهه ۶۰ به سالمندی، ایران با «انفجار جمعیت سالمندی» مواجه خواهد شد؛ وضعیتی که زیرساخت‌های درمانی و بیمه‌ای فعلی توان پاسخگویی به آن را ندارند.

این در حالی است که سیاست‌های جمعیتی حاکمیت طی بیش از یک دهه اخیر تمام تمرکز خود را بر افزایش نرخ باروری از مسیرهای تشویقی و سلبی معطوف کرده است. رویکردی که بر مبنای سیاست‌های جمعیتی ابلاغی سال ۱۳۹۳ پیگیری شد، در عمل با موانع ساختاری اقتصاد کشور برخورد کرد. بنا بر آمار سازمان ثبت احوال، شمار تولدها در سال ۱۴۰۴ به کمتر از ۹۰۰ هزار نوزاد رسید که پایین‌ترین سطح ثبت‌شده طی ۶۶ سال گذشته محسوب می‌شود. مرضیه وحید دستجردی، دبیر ستاد ملی جمعیت، ریشه این ناکامی را شفاف کرده و از نتایج پیمایشی خبر داده بود که در آن ۷۵ درصد جوانان، عوامل اقتصادی، تورم و ناامنی معیشتی را دلیل اصلی امتناع از فرزندآوری عنوان کرده‌اند.

فقدان پوشش قانونی در آستانه بحران

در شرایطی که مدیران ارشد رفاهی از طرح‌هایی نظیر تدوین «لایحه حمایت از حقوق سالمندان»، «نقشه جامع اقتصاد سالمندی» و توسعه «شهرهای دوستدار سالمند» سخن می‌گویند، رئیس سازمان بهزیستی اذعان کرده که در حال حاضر تنها یک درصد از قوانین کشور به حمایت از سالمندان اختصاص دارد.

شواهد آماری حاکی از آن است که ایران به سمت وضعیتی نامتوازن حرکت می‌کند: مواجهه با پدیده سالمندی در مقیاس کشورهای توسعه‌یافته، اما با زیرساخت‌ها، بودجه‌های حمایتی و سرانه درآمدی یک اقتصاد تحت فشار. چنانچه نظام تصمیم‌گیری به جای رویکردهای غیرواقع‌بینانه، منابع محدود خود را به اصلاح صندوق‌های ورشکسته بازنشستگی، ایجاد زیرساخت‌های نوین مراقبت و بازطراحی نظام سلامت برای دوران سالخوردگی اختصاص ندهد، بسته شدن پنجره جمعیتی کشور در دهه آینده به ابربحرانی چندلایه در حوزه‌های سلامت، اقتصاد و رفاه عمومی بدل خواهد شد.

سيف حسنی

سيف حسنی

روزنامه‌نگار و ویراستار - بخش فارسی

0 0 أصوات
امتیاز مقاله
0 نظرات
أقدم
جدیدترین الأكثر تقييم