ایران در یکی از بحرانیترین دورههای تاریخی خود، نه تنها با فشارهای خردکننده بینالمللی و سایه جنگی ویرانگر دست و پنجه نرم میکند، بلکه در درون هسته سخت قدرت نیز با گسلهایی روبهرو شده است که موجودیت نظام را تهدید میکند. مراسم تشییع علی خامنهای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی، که قرار بود نمادی از وحدت باشد، به صحنهای از درگیریهای فیزیکی و لفظی میان جناحهای وفادار تبدیل شد.
در حالی که مسعود پزشکیان، رئیسجمهور، با شعار “مرگ بر سازشکار” مورد استقبال قرار گرفت و عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، با پرتاب سنگ و دشنام “خائن” مجبور به فرار از مراسم شد، پیام جدید مجتبی خامنهای، جانشین و فرزند رهبر پیشین، پرده از هراسی بزرگ در میان طبقه حاکم برمیدارد.
مجتبی خامنهای در پیامی که به تاریخ ۲۶ تیر ۱۴۰۵ منتشر شده، با لحنی که آمیزهای از تهدید و استمداد است، بر “وحدت کلمه” و پرهیز از تفرقه تاکید کرده است. این پیام که در فضای ملتهب پس از فروپاشی آتشبس با آمریکا صادر شده، نشاندهنده آن است که حاکمیت بیش از آنکه نگران دشمن خارجی باشد، از شورش نیروهای رادیکال داخلی و “خودیهایی” میترسد که اکنون شمشیر را برای بدنه اجرایی دولت از رو بستهاند. این تحلیل به کالبدشکافی پیامی میپردازد که در آن مجتبی خامنهای تلاش میکند میان تندروهای تشنه خون و دیپلماتهای مستأصل، تعادلی لرزان برقرار کند.

هراس از فروپاشی درونی و معمای رهبر نامرئی
پیام مجتبی خامنهای به وضوح بر “صیانت از وحدت و پرهیز از تفرقه و تنازع” تاکید دارد؛ عباراتی که در ادبیات سیاسی جمهوری اسلامی معمولاً زمانی به کار میروند که شکافها به مرحله غیرقابل کنترلی رسیدهاند.
بر اساس گزارش شبکه “سیانان” و خبرگزاری “آسوشیتد پرس”، غیبت طولانی و حضور غیرعلنی مجتبی خامنهای در انظار عمومی، شایعاتی را پیرامون ناتوانی جسمی یا ترس او از ترور تقویت کرده است.
این غیبت، خلأ قدرتی ایجاد کرده که در آن جریانهای رادیکال، دولت مسعود پزشکیان و محمدباقر قالیباف را به اجرای یک “کودتای نرم” متهم میکنند. تندروها معتقدند دیپلماتها با امضای تفاهمنامه با دولت ترامپ، آرمانهای انقلابی را زیر پا گذاشته و از خون علی خامنهای گذشتهاند.
مجتبی خامنهای در پیام خود به شکلی بیسابقه به “انتقادات برخی از دلسوزان و عناصر دلباخته انقلاب” اشاره کرده و آنها را “سرمایهای ارزشمند” نامیده است. این بخش از پیام، تلاشی مستقیم برای دلجویی از جبهه پایداری و نیروهای موسوم به “سوپر انقلابی” است که در روزهای اخیر با رهبری افرادی چون محمود نبویان، مدعی شدهاند دولت در حال دور زدن خط قرمزهای رهبری در مذاکرات است. با این حال، او هشدار میدهد که این انتقادات نباید به “شکست در وحدت و انسجام اجتماعی” منجر شود. این تناقض در کلام مجتبی خامنهای نشاندهنده بنبستی است که در آن او هم به بازوی سرکوب و فشار این نیروها نیاز دارد و هم از هزینههایی که تندروی آنها برای بقای کل نظام ایجاد میکند، هراسان است.
تیغ بر گلوی دیپلماسی؛ از دشنام تا تهدید به قتل
جریان رادیکال که خود را پاسدار ارزشهای اصیل انقلاب میداند، دیگر به مخالفتهای سیاسی بسنده نمیکند. در جریان مراسم تشییع، محمدعلی بخشی، از مداحان وابسته به نهادهای امنیتی، با لحنی تهاجمی خطاب به مسعود پزشکیان گفت: “آقای رئیسجمهور، اگر شروط رهبری رعایت نشود، میان ما و شما تیغ خواهد بود و گلوی شما.” این تهدید صریح به قتل که در گزارشهای “هیل” نیز بازتاب یافته، نشاندهنده میزان وحشیگری جریانی است که معتقد است هرگونه مذاکره با آمریکا به معنای خیانت به خون رهبر کشته شده است.
مجتبی خامنهای در پیام خود تلاش کرده است تا این شعلههای خشم را مهار کند. او با اشاره به اینکه نباید به “بیگناهان ظلم روا داشت”، به طور غیرمستقیم از تندروها میخواهد که حملات فیزیکی و کلامی به مسئولان دولتی را متوقف کنند.
با این حال، او در همان حال آمریکا را “شیطان بزرگ” و امضای رئیسجمهور آن را “بیارزش” میخواند تا به نیروهای رادیکال اطمینان دهد که او همچنان بر مدار دشمنی با غرب میچرخد. این سیاست “یکی به نعل و یکی به میخ”، نه تنها از التهاب فضا نکاسته، بلکه به سردرگمی نیروهای اجرایی منجر شده است که در میانه جنگ و دیپلماسی، خود را بیپناه میبینند.

رز مایش قدرت تندروها و بازگشت به منطق اسلحه
فشار نیروهای رادیکال تنها به خیابانها و تریبونهای مداحی محدود نمانده است. حذف محمود نبویان از کمیسیون امنیت ملی مجلس به دستور محمدباقر قالیباف، نشاندهنده تلاشی نافرجام برای حاشیهنشین کردن تندروها بود؛ اقدامی که تنها باعث جریتر شدن این جریان شد. تندروها با نفوذ در صدا و سیما و شبکههای اجتماعی نظیر “اکس”، کمپینهای گستردهای را علیه دولت آغاز کرده و مدعی هستند که حاکمیت در حال سقوط به دامان غرب است.
این فشارها در نهایت به نتیجه مورد نظر رادیکالها ختم شد؛ فروپاشی آتشبس لرزان و شروع دوباره درگیریها در تنگه هرمز. حمله سپاه پاسداران به کشتیهای تجاری و پاسخهای متقابل آمریکا، همان سناریویی بود که تندروها برای فرار از “خفت مذاکره” به دنبال آن بودند.
مجتبی خامنهای در پیام خود با ستایش از “رشادتهای رزمندگان اسلام در خطه جنوب”، عملاً مهر تاییدی بر پایان دوران دیپلماسی و بازگشت به منطق اسلحه زد.
او در حالی از مردم میخواهد “دشواریها و محدودیتها” را تحمل کنند که خود و خانوادهاش در پناهگاههای امن به سر میبرند و هزینههای این جنگافروزی و تحریمهای جدید، تنها بر دوش شهروندانی است که زیر بار تورم و فقر خرد شدهاند.

فرجام معادله قدرت؛ حاکمیتی در مسیر هزیمت
پیام مجتبی خامنهای بیش از آنکه نشاندهنده اقتدار باشد، گواهی بر ضعف و درماندگی است. او در حالی از دشمن میخواهد “علامت ضعفی دریافت نکند” که تمام سطوح پیامش از وجود شکافهای عمیق حکایت دارد. حاکمیت ایران اکنون در میانه دو لبه قیچی گرفتار شده است؛ از یک سو تندروهایی که هرگونه عقلانیت سیاسی را “کودتا” مینامند و از سوی دیگر دولتی که در مدیریت بحرانهای جنگی و اقتصادی فلج شده است.
اصرار مجتبی خامنهای بر “اعتماد به مسئولان دلسوز” در حالی مطرح میشود که خود او با غیبت مداومش، بزرگترین منبع بیاعتمادی است. نظام جمهوری اسلامی به مرحلهای رسیده است که حتی مراسم عزاداری برای رهبرش به صحنه تصفیهحسابهای خونین تبدیل میشود. تداوم این وضعیت و غلبه “اقتصاد جنگ و تحریم” بر معیشت مردم، ایران را به سوی سرنوشتی نامعلوم سوق میدهد.
مجتبی خامنهای در پیام خود وعده “هزیمت دشمن” را میدهد، اما واقعیتهای میدانی و شکافهای عمیق داخلی نشان میدهند که بزرگترین تهدید برای این ساختار، نه بمبهای خارجی، بلکه فروپاشی از درون و خشم انباشته مردمی است که دیگر هیچ پیوندی با آرمانهای فرسوده و جنگطلبانه حاکمان خود ندارند. این پیام، نه یک بیانیه پیروزی، بلکه وصیتنامهای سیاسی برای حاکمیتی است که در گرداب خودساخته تندروی و انزوا در حال غرق شدن است.
- تلاش پنهان پکن برای بقای تهران؛ موانع بزرگ واشینگتن در اجرای طرح “طرد اقتصادی” علیه جمهوری اسلامی
- تنش در منطقه خاکستری؛ ابعاد جایزه ۱۰ میلیون دلاری آمریکا برای فرمانده سایبری سپاه
- راهبرد «طرد اقتصادی» واشنگتن؛ تقابل چندجانبهگرایی پکن و مسکو با فشارهای فراسرزمینی آمریکا
- اظهارات ترامپ مبنی بر بازگشت جریان نفت به شرایط پیش از جنگ؛ هرمز در برزخِ روایت واشینگتن و گزارشهای میدانی
- آژانس بینالمللی انرژی اتمی: تهران باید اجازه بازگشت بازرسان بینالمللی را بدهد
